شيخ حسين انصاريان

11

عرفان اسلامى ( شرح مصباح الشريعة ومفتاح الحقيقة المنسوب للإمام الصادق ع) (فارسى)

جوان چون اين حقايق بشنيد فريادى زد و گريه راه گلويش را گرفت و سپس بيفتاد . چون نيك بديدند ، از دنيا رفته بود . آن بزرگ سر آن عاشق جان باخته را به زانو گرفته رويش را بوسه داد و گفت : اين است حال اهل ترس و اين است مرتبهء عاشقان و دوستداران « 1 » . 4 - گفتارى از عارفان عاشق سالك و عارف الهى مىگويد : وقتى در يكى از ممالك گذارم افتاد . طبيبى را كه آثار دانش و آيات بينش از او ظاهر و هويدا بود در كويى ديدم به معالجت مشغول است . جمعى كثير از مرد و زن بر گرد او نشسته‌اند و منتظر گرفتن نسخه براى علاج دردند . من نيز در گوشه‌اى نشستم . چون از دستورالعمل بيماران خلاصى يافت روى به من كرده و گفت : اگر تو را نيز مطلبى هستى بگوى . گفتم : سال‌هاست به مرضى مبتلا هستم ، اگر توانى آن را معالجت نماى . گفت : آن كدام است ؟ گفتم : مرض گناه ، اگر از براى آن دوايى دارى از براى من بيان كن . طبيب لحظه‌اى سر به زير افكند ، پس قلم برداشت و گفت : از براى تو نسخه‌اى بنويسم آن را نيكو فهم نماى و بدان عمل كن . آن‌گاه قلم و كاغذ برداشت و اين كلمات نوشت : ريشه‌هاى فقر را برگير ، با برگ‌هاى صبر و هليلهء فروتنى و بليلهء افتادگى و روغن گل

--> ( 1 ) - عرفان اسلامى : 1 / 98 .